جمعه ۲۰ شهریور ۰۵

نقشه خمكاري ورق بايد شامل چه اطلاعاتي باشد؟

وارد کننده مستقیم و بدون واسطه لوازم یدکی خودروهای چینی

نقشه خمكاري ورق بايد شامل چه اطلاعاتي باشد؟

۱ بازديد

نقشه خدمات خمکاری ورق یکی از مهم‌ترین مدارک فنی برای تبدیل یک ورق تخت به قطعه‌ای با شکل و ابعاد مشخص است. اگر اطلاعات نقشه ناقص باشد، مجری ممکن است در تعیین محل خط خم، زاویه، شعاع داخلی، ابعاد نهایی یا حتی جهت خم دچار ابهام شود و همین موضوع می‌تواند باعث ایجاد خطا در تولید، دوباره‌کاری یا مشکل در مونتاژ قطعه شود. یک نقشه مناسب باید به اندازه‌ای دقیق باشد که اپراتور یا واحد تولید بتواند بدون حدس و تفسیر شخصی، مشخصات قطعه نهایی و الزامات فرآیند خمکاری را درک کند. در نقشه‌های حرفه‌ای معمولاً علاوه بر نمای قطعه خم‌شده، اطلاعات مربوط به جنس و ضخامت ورق، خطوط و زوایای خم، شعاع داخلی، ابعاد مهم، تلرانس‌ها و در صورت نیاز الگوی تخت نیز ارائه می‌شود. منابع فنی طراحی ورق‌کاری نیز تأکید می‌کنند که ارائه هم‌زمان نمای قطعه نهایی و الگوی تخت می‌تواند احتمال خطا میان طراحی و تولید را کاهش دهد.

جنس ورق باید در نقشه مشخص باشد

یکی از اولین اطلاعاتی که باید در نقشه خمکاری ورق درج شود، جنس دقیق متریال است. فولاد، استیل، آلومینیوم، مس و سایر آلیاژها هنگام خمکاری رفتار یکسانی ندارند و تفاوت در استحکام، شکل‌پذیری و میزان برگشت فنری می‌تواند روی نتیجه نهایی تأثیر بگذارد. اگر جنس دقیق یا گرید متریال مشخص باشد، بهتر است همان اطلاعات در نقشه درج شود تا مجری بداند قطعه بر اساس چه ماده‌ای باید تولید شود. برای مثال، صرف نوشتن «استیل» همیشه اطلاعات کاملی نیست و در پروژه‌های دقیق بهتر است گرید یا استاندارد متریال نیز مشخص شود. این موضوع در انتخاب شعاع خم، ابزار و پارامترهای فرآیند نیز اهمیت پیدا می‌کند، زیرا شعاع مناسب برای یک ماده ممکن است برای ماده‌ای دیگر نتیجه متفاوتی ایجاد کند.

ضخامت ورق را دقیق بنویسید

ضخامت ورق یکی دیگر از اطلاعات اساسی نقشه است و باید به‌صورت دقیق و با واحد مشخص درج شود. ضخامت مستقیماً روی شعاع خم، نیروی موردنیاز برای شکل‌دهی، حداقل طول لبه، موقعیت سوراخ‌ها نسبت به خط خم و محاسبات الگوی تخت تأثیر می‌گذارد. برای همین بهتر است به جای عبارت‌هایی مانند «ورق نازک» یا «ورق حدود دو میلی‌متر»، ضخامت دقیق مانند ۱، ۱.۵ یا ۲ میلی‌متر در نقشه مشخص شود. اگر قطعه از چند ورق با ضخامت‌های متفاوت تشکیل شده است، ضخامت هر بخش نیز باید جداگانه مشخص شود تا هنگام تولید ابهامی وجود نداشته باشد. در فرآیند محاسبه الگوی تخت نیز ضخامت واقعی متریال یکی از پارامترهای اصلی محسوب می‌شود.

زاویه خم باید مشخص باشد

زاویه خم یکی از مهم‌ترین اطلاعاتی است که باید در نقشه خمکاری مشخص شود. برای مثال، اگر قرار است یک لبه با زاویه ۹۰ درجه خم شود، این زاویه باید روی نقشه یا در جدول خم‌ها به‌وضوح مشخص شود و معلوم باشد که زاویه موردنظر مربوط به هندسه نهایی قطعه است. در قطعاتی که چند خم دارند، بهتر است هر خم یک شماره یا شناسه داشته باشد و زاویه مربوط به همان خم در جدول درج شود تا احتمال اشتباه کاهش پیدا کند. در نقشه‌های دقیق همچنین باید مشخص شود که زاویه از چه مبنایی اندازه‌گیری شده است، زیرا تفاوت بین زاویه داخلی، زاویه خارجی و زاویه خم نسبت به حالت تخت می‌تواند در تفسیر نقشه مشکل ایجاد کند.

جهت هر خم را مشخص کنید

در قطعاتی که چندین خم دارند، فقط نوشتن زاویه کافی نیست و جهت خم نیز باید مشخص باشد. مجری باید بداند هر خط قرار است به سمت بالا یا پایین و نسبت به کدام سطح قطعه خم شود. این موضوع به‌خصوص در قطعات چندخم اهمیت زیادی دارد، زیرا تغییر جهت حتی یکی از خم‌ها می‌تواند هندسه نهایی قطعه را کاملاً تغییر دهد. جهت خم را می‌توان با استفاده از نمای جانبی، علامت‌گذاری روی الگوی تخت، فلش یا جدول شماره‌گذاری خم‌ها مشخص کرد. در یک نمونه نقشه خمکاری، برای هر خم اطلاعاتی مانند شماره خم، جهت خم، زاویه و شعاع خم در جدول ثبت می‌شود که روش مناسبی برای کاهش ابهام در قطعات چندخم است.

شعاع داخلی خم را مشخص کنید

شعاع خم داخلی از اطلاعات مهم دیگری است که در صورت اهمیت هندسی یا عملکردی قطعه باید به‌صورت صریح در نقشه درج شود. شعاع داخلی روی شکل نهایی گوشه، میزان تغییر شکل ورق و امکان ایجاد ترک یا تغییرات سطحی اثر دارد و مقدار مناسب آن به جنس، ضخامت، روش خمکاری و ابزار مورد استفاده بستگی دارد. به همین دلیل نباید برای همه ورق‌ها یک شعاع ثابت در نظر گرفت. اگر شعاع مشخصی برای قطعه موردنیاز است، بهتر است عبارت دقیق آن مانند R2 mm یا مقدار موردنظر در نقشه درج شود؛ اگر شعاع اهمیت عملکردی ندارد، می‌توان یک شعاع عمومی تعریف کرد و آن را برای تمام خم‌ها مشخص نمود.

خدمات خمکاری

ابعاد نهایی قطعه پس از خمکاری را درج کنید

یکی از اشتباهات رایج در نقشه‌های ورقکاری این است که فقط ابعاد الگوی تخت ارائه شود و ابعاد قطعه نهایی پس از خم مشخص نباشد. در حالی که برای مجری و واحد کنترل کیفیت، ابعاد نهایی قطعه اهمیت بسیار زیادی دارد و باید مشخص باشد که بعد از خمکاری هر لبه چه طولی خواهد داشت. تغییر شکل ورق در ناحیه خم باعث می‌شود طول الگوی تخت دقیقاً برابر با جمع ساده ابعاد بیرونی قطعه نهایی نباشد و محاسباتی مانند Bend Allowance یا Bend Deduction برای به‌دست‌آوردن الگوی صحیح مورد استفاده قرار می‌گیرند. بنابراین بهتر است نقشه شامل نمای قطعه خم‌شده با ابعاد اصلی باشد و الگوی تخت نیز به‌عنوان اطلاعات تولید ارائه شود.

الگوی تخت یا Flat Pattern را ارائه کنید

اگر قطعه ابتدا با لیزر یا پانچ برش داده و سپس با دستگاه پرس برک خم می‌شود، ارائه الگوی تخت می‌تواند فرآیند تولید را بسیار ساده‌تر کند. در الگوی تخت باید شکل واقعی ورق قبل از خمکاری، خطوط برش، محل سوراخ‌ها، شیارها و خطوط خم مشخص باشند. این فایل معمولاً در قالب‌هایی مانند DXF برای مرحله برش مورد استفاده قرار می‌گیرد و باید در مقیاس واقعی و با هندسه تمیز تهیه شود. البته در پروژه‌هایی که مجری مسئول محاسبه و تهیه الگوی تخت است، بهتر است مشخص شود که ابعاد نهایی قطعه مرجع هستند و محاسبات مربوط به Bend Allowance، K-Factor یا Bend Deduction توسط واحد تولید انجام خواهد شد.

K-Factor و Bend Allowance چه نقشی در نقشه دارند؟

در زمان خمکاری، سطح بیرونی ورق کشیده و سطح داخلی فشرده می‌شود و بین این دو ناحیه، لایه‌ای به نام محور خنثی قرار دارد که تغییر طول آن کمتر از سطوح بیرونی و داخلی است. K-Factor برای بیان موقعیت این محور خنثی نسبت به ضخامت ورق استفاده می‌شود و Bend Allowance نیز مقدار طول ماده مصرف‌شده در ناحیه خم را مشخص می‌کند. این پارامترها در محاسبه الگوی تخت اهمیت زیادی دارند و نرم‌افزارهای CAD نیز می‌توانند آنها را در محاسبات ورقکاری وارد کنند. با این حال، مقدار K-Factor یک عدد جهانی و ثابت برای همه مواد و دستگاه‌ها نیست و می‌تواند با توجه به جنس، ضخامت، روش خمکاری، ابزار و شرایط واقعی تولید تغییر کند؛ بنابراین در پروژه‌های دقیق بهتر است مقدار مورد استفاده با فرآیند واقعی تولید هماهنگ شود.

تلرانس‌های خمکاری باید در نقشه مشخص شوند

اگر ابعاد یا زاویه‌های خاصی باید با دقت مشخصی تولید شوند، تلرانس آنها باید روی نقشه درج شود. برای مثال، ممکن است یک قطعه از نظر ظاهری ساده باشد اما فاصله بین دو لبه پس از خمکاری باید در محدوده مشخصی قرار گیرد تا قطعه هنگام مونتاژ با قطعات دیگر به‌درستی جفت شود. تعیین تلرانس‌های غیرواقع‌بینانه نیز می‌تواند هزینه تولید را افزایش دهد، زیرا هرچه دقت موردنیاز بیشتر باشد، کنترل فرآیند، ابزار، اندازه‌گیری و گاهی روش شکل‌دهی پیچیده‌تر می‌شود. بنابراین بهتر است فقط ابعاد واقعاً حساس دارای تلرانس دقیق باشند و برای سایر ابعاد از تلرانس عمومی مناسب استفاده شود. منابع فنی نیز توصیه می‌کنند تلرانس‌های عمومی و تلرانس‌های ویژه ابعاد حساس در نقشه به‌صورت مشخص تعریف شوند.

محل سوراخ‌ها و شیارها نسبت به خط خم مشخص باشد

اگر ورق قبل از خمکاری با لیزر یا پانچ سوراخ‌کاری شده باشد، فاصله سوراخ‌ها و شیارها از خطوط خم اهمیت زیادی دارد. قرار گرفتن یک سوراخ یا شیار بیش از حد نزدیک به ناحیه خم می‌تواند باعث تغییر شکل آن در هنگام شکل‌دهی شود و در نتیجه موقعیت یا فرم نهایی آن با طراحی اولیه تفاوت داشته باشد. به همین دلیل در نقشه باید محل سوراخ‌ها نسبت به لبه‌ها و خطوط خم به‌صورت دقیق مشخص شود و برای قطعات حساس، فاصله مجاز از ناحیه خم نیز در طراحی لحاظ شود. مقدار مناسب این فاصله به ضخامت، جنس، شعاع خم، اندازه سوراخ و روش شکل‌دهی بستگی دارد و نمی‌توان یک عدد ثابت را برای تمام پروژه‌ها تعیین کرد.

طول لبه یا Flange را مشخص کنید

در قطعات خمکاری‌شده، طول هر لبه یا Flange باید به‌صورت واضح در نقشه مشخص شود، به‌خصوص زمانی که لبه قرار است با قطعه دیگری مونتاژ شود. طول بسیار کوتاه لبه ممکن است امکان گرفتن مناسب قطعه توسط ابزار پرس برک را محدود کند و در مقابل، طول بیش از حد می‌تواند ابعاد یا عملکرد مجموعه را تغییر دهد. بنابراین ابعاد لبه‌ها باید بر اساس هندسه نهایی قطعه و محدودیت‌های ابزار خمکاری انتخاب شوند. در طراحی برای تولید، حداقل طول لبه نیز باید با توجه به ضخامت ورق، شعاع خم و ابزار مورد استفاده بررسی شود.

ترتیب خم‌ها را در صورت نیاز مشخص کنید

در قطعات ساده ممکن است تعیین ترتیب خم‌ها ضروری نباشد و اپراتور بتواند با توجه به ابزار و دستگاه بهترین ترتیب را انتخاب کند، اما در قطعات پیچیده چندخم، ترتیب اجرای خم‌ها می‌تواند روی امکان تولید و جلوگیری از برخورد قطعه با ابزار تأثیر داشته باشد. اگر طراحی به ترتیب مشخصی نیاز دارد، بهتر است خم‌ها شماره‌گذاری شوند و ترتیب اجرای آنها در جدول یا نقشه مشخص شود. همچنین در قطعاتی که چند خم نزدیک به یکدیگر دارند، بررسی ترتیب خم‌ها می‌تواند از ایجاد برخورد با سنبه، ماتریس یا بخش‌های قبلاً شکل‌داده‌شده جلوگیری کند. به همین دلیل بهتر است در پروژه‌های پیچیده، نقشه فقط شکل نهایی را نشان ندهد و اطلاعات لازم برای فرآیند تولید نیز در اختیار مجری قرار گیرد.

جهت الیاف یا Grain Direction را مشخص کنید

در برخی قطعات، جهت نورد ورق یا Grain Direction می‌تواند روی رفتار خمکاری و احتمال ترک یا تفاوت در نتیجه خم اثر بگذارد. این موضوع برای تمام قطعات اهمیت یکسانی ندارد، اما در مواد و کاربردهای حساس بهتر است جهت موردنظر در نقشه یا الگوی تخت مشخص شود. در طراحی‌های دقیق، انتخاب جهت خم نسبت به جهت نورد می‌تواند بخشی از تصمیمات فرآیند تولید باشد و باید با جنس و شکل‌پذیری متریال هماهنگ شود. بنابراین اگر جهت الیاف برای قطعه شما مهم است، بهتر است با یک فلش یا یادداشت مشخص روی نقشه یا فایل Flat Pattern ثبت شود.

اطلاعات مربوط به سطح و پرداخت نهایی

اگر قطعه پس از خمکاری قرار است رنگ، آبکاری، پولیش، پوشش پودری یا پرداخت دیگری دریافت کند، بهتر است این موضوع در نقشه مشخص شود. نوع پرداخت می‌تواند روی نحوه جابه‌جایی قطعه، محافظت از سطح و حتی ترتیب برخی عملیات تولید تأثیر بگذارد. برای مثال، در قطعات استیل دکوراتیو ممکن است جهت پرداخت سطح یا خش‌های ورق اهمیت زیادی داشته باشد و خمکاری باید به شکلی انجام شود که ظاهر قطعه نهایی مطابق انتظار باشد. همچنین اگر یک سطح مشخص باید بدون خط یا آسیب ظاهری باقی بماند، بهتر است این الزام به‌صورت واضح در نقشه یا دستورالعمل تولید درج شود.

فایل سه‌بعدی و نقشه دوبعدی را در کنار هم ارائه کنید

برای قطعات پیچیده، ارائه مدل سه‌بعدی در کنار نقشه دوبعدی می‌تواند ابهام‌های مربوط به شکل نهایی را کاهش دهد. فایل سه‌بعدی مانند STEP یا فرمت مورد توافق با مجری می‌تواند فرم کلی قطعه و ارتباط بین سطوح را نشان دهد، در حالی که نقشه دوبعدی اطلاعات دقیق ابعاد، تلرانس‌ها، شعاع‌ها و الزامات تولید را مشخص می‌کند. در بسیاری از پروژه‌ها بهترین حالت این است که مجری هم یک نقشه PDF دارای اندازه‌گذاری کامل و هم فایل CAD یا مدل سه‌بعدی قابل استفاده در اختیار داشته باشد. برای مرحله برش نیز در صورت نیاز می‌توان فایل Flat Pattern یا DXF را جداگانه ارائه کرد.

مطالعه بیشتر: حداقل تیراژ سفارش خمکاری چقدر است؟

جدول خمکاری در نقشه چه اطلاعاتی دارد؟

در قطعاتی که تعداد خم‌ها زیاد است، استفاده از جدول خمکاری می‌تواند اطلاعات را بسیار منظم‌تر کند. در این جدول می‌توان برای هر خم یک شماره مشخص کرد و سپس زاویه خم، جهت خم، شعاع داخلی و در صورت نیاز اطلاعات تکمیلی را مقابل همان شماره قرار داد. به این ترتیب، اپراتور می‌تواند روی نقشه محل هر خم را با شماره مربوطه پیدا کند و اطلاعات دقیق آن را از جدول بخواند. این روش مخصوصاً برای قطعاتی که چند خم با زاویه‌ها و جهت‌های متفاوت دارند، احتمال اشتباه را کاهش می‌دهد و ارتباط میان نقشه، برنامه دستگاه و فرآیند تولید را ساده‌تر می‌کند.

یک نقشه خمکاری استاندارد باید شامل چه اطلاعاتی باشد؟

به‌طور کلی، یک نقشه مناسب خمکاری ورق بهتر است حداقل شامل نام و جنس متریال، گرید در صورت نیاز، ضخامت ورق، نمای قطعه نهایی، ابعاد نهایی، زاویه هر خم، جهت خم، شعاع داخلی خم، تلرانس‌های مهم، محل سوراخ‌ها و شیارها، طول لبه‌ها و در صورت نیاز جهت الیاف ورق باشد. اگر الگوی تخت توسط طراح تهیه شده است، باید Flat Pattern نیز همراه نقشه ارائه شود و خطوط خم از خطوط برش قابل تشخیص باشند. برای قطعات چندخم بهتر است خم‌ها شماره‌گذاری شوند و جدول خمکاری شامل اطلاعات هر خم باشد. همچنین اگر ظاهر سطح، پرداخت نهایی، ترتیب خم‌ها، الزامات مونتاژ یا شرایط خاص دیگری وجود دارد، این موارد نیز باید در نقشه یا یادداشت‌های فنی درج شوند.

اشتباهات رایج در تهیه نقشه خمکاری ورق

یکی از رایج‌ترین اشتباهات، ارائه نقشه‌ای است که فقط شکل کلی قطعه را نشان می‌دهد اما زاویه، شعاع و جهت خم در آن مشخص نشده است. اشتباه دیگر این است که طراح فقط الگوی تخت را ارسال می‌کند و هیچ نمایی از شکل نهایی قطعه ارائه نمی‌دهد؛ در چنین شرایطی ممکن است تفسیر ابعاد و جهت خم دشوار شود. مشخص نکردن ضخامت و جنس ورق، نبود تلرانس برای ابعاد حساس، قرار دادن سوراخ‌ها بیش از حد نزدیک به خط خم و استفاده از شعاع نامناسب نیز می‌تواند باعث مشکل در تولید شود. همچنین استفاده از K-Factor یا محاسبات الگوی تخت بدون توجه به متریال و فرآیند واقعی می‌تواند باعث شود ابعاد قطعه پس از خم با مقدار مورد انتظار مطابقت نداشته باشد.

هزینه خدمات خمکاری

هزینه خدمات خمکاری به عواملی مانند ضخامت و جنس ورق، تعداد خم‌ها، زاویه خم، ابعاد قطعه و تیراژ سفارش بستگی دارد. شیت کات با استفاده از دستگاه‌های دقیق، خدمات برش لیزر فلزات را با کیفیت بالا و قیمت رقابتی ارائه می‌دهد. همچنین در صورت نیاز، قطعات پس از خمکاری می‌توانند با استفاده از رنگ پودری الکترواستاتیک پوشش داده شوند تا علاوه بر افزایش مقاومت در برابر خوردگی، ظاهری زیبا و ماندگار نیز داشته باشند.

جمع‌بندی

نقشه خدمات خمکاری ورق باید شامل اطلاعاتی باشد که هم شکل نهایی قطعه و هم الزامات فرآیند تولید را برای مجری کاملاً مشخص کند. جنس و ضخامت ورق، ابعاد نهایی، زاویه و جهت خم، شعاع داخلی، تلرانس‌ها، محل سوراخ‌ها و شیارها، طول لبه‌ها و در صورت نیاز جهت الیاف از مهم‌ترین اطلاعاتی هستند که باید در نقشه درج شوند. برای قطعات چندخم نیز شماره‌گذاری خم‌ها و تهیه جدول شامل زاویه، جهت و شعاع هر خم می‌تواند احتمال خطا را کاهش دهد. همچنین ارائه Flat Pattern و در پروژه‌های پیچیده مدل سه‌بعدی در کنار نقشه دوبعدی، ارتباط میان طراحی و تولید را بهتر می‌کند. در نهایت، هرچه نقشه خمکاری دقیق‌تر و کامل‌تر باشد، مجری کمتر نیاز به حدس و تفسیر خواهد داشت و احتمال رسیدن به قطعه‌ای مطابق با ابعاد و عملکرد مورد انتظار بیشتر می‌شود.

سوالات متداول

آیا در نقشه خمکاری باید شعاع خم مشخص شود؟
اگر شعاع خم از نظر عملکرد، ظاهر یا مونتاژ اهمیت دارد، بهتر است به‌صورت دقیق در نقشه مشخص شود. شعاع مناسب به جنس، ضخامت و روش خمکاری وابسته است و نمی‌توان یک مقدار ثابت را برای همه ورق‌ها در نظر گرفت.
آیا فقط فایل DXF برای خمکاری کافی است؟
معمولاً DXF برای الگوی تخت و مرحله برش مفید است، اما به‌تنهایی همیشه اطلاعات کافی برای تولید قطعه خم‌شده را ارائه نمی‌کند. بهتر است همراه DXF، نقشه دوبعدی دارای ابعاد، زوایا، شعاع‌ها، جهت خم و تلرانس‌ها ارائه شود و برای قطعات پیچیده مدل سه‌بعدی نیز در اختیار مجری قرار گیرد.
آیا زاویه خم و جهت خم باید هر دو در نقشه مشخص شوند؟
بله، مخصوصاً در قطعاتی که چند خم دارند. مشخص کردن فقط زاویه نمی‌تواند همیشه جهت صحیح شکل‌دهی را مشخص کند و بهتر است جهت خم با فلش، علامت، نمای جانبی یا جدول خمکاری مشخص شود.
K-Factor در نقشه خمکاری چه کاربردی دارد؟
K-Factor برای تعیین موقعیت محور خنثی ورق در ناحیه خم استفاده می‌شود و در محاسبه Bend Allowance و الگوی تخت نقش دارد. مقدار آن به شرایط واقعی متریال و فرآیند خمکاری وابسته است و در پروژه‌های دقیق بهتر است با داده‌های واقعی تولید یا تست خم هماهنگ شود.
آیا باید تلرانس خمکاری را در نقشه مشخص کنیم؟
اگر ابعاد یا زاویه خاصی برای عملکرد یا مونتاژ قطعه اهمیت دارد، حتماً باید تلرانس آن مشخص شود. برای سایر ابعاد می‌توان از تلرانس عمومی تعریف‌شده در نقشه استفاده کرد تا از ایجاد الزامات غیرضروری و افزایش هزینه تولید جلوگیری شود.
ضخامت مناسب عدد ثابتی ندارد و به ابعاد تابلو، جنس فلز، نحوه نصب، وزن قابل تحمل سازه و شرایط محیطی بستگی دارد. در تابلوهای بزرگ فضای خارجی، علاوه بر ضخامت ورق باید سختی، نحوه تقویت و سیستم نصب نیز بررسی شود؛ بنابراین بهتر است ضخامت نهایی بر اساس مشخصات واقعی پروژه تعیین شود.
هیچ پاسخ یکسانی برای تمام قطعات وجود ندارد. پانچ برای برخی قطعات پرتعداد با الگوهای تکراری می‌تواند بسیار مناسب باشد، در حالی که برش لیزر برای قطعات متنوع، سفارشی و دارای هندسه پیچیده انعطاف بیشتری دارد. در بسیاری از خطوط تولید، ترکیب چند فناوری بهترین نتیجه را ایجاد می‌کند.
بله، برای قطعات حساس یا سفارش‌هایی که برای اولین بار انجام می‌شوند، ساخت نمونه آزمایشی می‌تواند مفید باشد. نمونه‌سازی امکان بررسی ظاهر جوش، میزان نفوذ، تغییر شکل و عملکرد اتصال را قبل از تولید تعداد زیاد قطعات فراهم می‌کند.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.